تبلیغات
N0or - خردمند بزرگ خیام نیشابوری
شنبه 11 مهر 1388

خردمند بزرگ خیام نیشابوری

   نوشته شده توسط: حسین    

 

 

خردمند بزرگ عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که سلجوقیان بر  ناحیه ای وسیع از چین تا مدیترانه تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت.


تلاشها
خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.


بازگشت به خراسان
بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.


خیام و علم ریاضیات
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد. خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.


خیام و علوم دیگر
استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست. اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.

حجه‌الحق ، حكیم ابولفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری از حكما و ریاضی‌دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است .

 

قدیمی‌ترین مأخذی كه در آن از خیام نامی آمده چهار مقاله نظامی عروضی است و خلاصه سخن نظامی درباره وی آن است كه : به سال 506 در بلخ به خدمت خواجه امام عمر خیامی رسید و در میان مجلس عشرت از وی شنید كه می‌گفت :«گور من در موضعی باشد كه هر بهاری شمال بر من گل افشان می‌كند» و چون در سال 630 به نیشابور رسید چند سال بود كه از یشابور رسید چند سال بود كه از وفات او می‌گذشت . و نیز درباره اختیار او در نجوم حكایتی دارد .

 

                         تندیس حکیم بزرگ

 

    بعد از نظامی عروضی ، ابوالحسن علی بن زید بیهقی صاحب تتمه صوان الحكمه ، كه خود خیام در ایام جوانی ملاقات كرده بود چنین است : الدستور الفیلسوف حجه الحق الخیام در نیشابور ولادت یافته و نیاكان او هم از آن شهر بوده‌اندو او چندان بود كه در اصفهان هفت بار كتابی را خواند و حفظ كرد و چون به نیشابور بازگشت آن را املا نمود و بعد از آنكه املاء او را با نسخه اصل مقابله كردند بین آنها تفاوت بسیار ندیدند . وی در تصنیف و تعلیم ضنت داشت و من از و تصنیفی ندیدم مگر كتابهای : مختصر فی الطبیعیات ، رساله فی الوجود ، رساله فی الكون و التكلیف ... اما در اجزاء حكمت از ریاضیات و معقولات آگاه‌ترین كسان بود . روزی امام حجه‌السلام محمدالغزالی نزد او رفت و از و سؤالی در تعیین یك جزء از اجزاء قطبی فلك كرد . امام عمر در جواب او سخن به درازا كشاند لیكن از خوض در موضع نزاع خودداری كرد ، و این خوی خیام بود ، و به هر حال سخن او چندان طول كشید تا نیمروز فرا رسید و مؤذن بانگ نماز در داد . امام غزالی گفت :« جاء الخق و زهق الباطل!» و از جای برخاست .

 

 

                              نقاشی از حکیم بزرگ.

 

روزیدر ایام كودكی سنجر كه ویرا آبله دریافته بود ، امام عمر به خدمت او رفت و بیرون آمد . وزیر مجیرالدوله از وی پرسید : او را چگونه یافتی و به چه چیز علاجش كردی ؟ امام گفت : این كودك مخوف است ! خادم حبشی این سخن را بشنود و به سلطان رساند . چون سلطان از آبله برست بغض امام عمر را به سبب آن سخن در دل گرفت و هیچگاه دوستش نمی‌داشت در صورتی كه سلطان‌ملكشاه او را در مقام ندما می‌نشاند و خاقان شمس‌الملوك در بخارا بسیار بزرگش می‌داشت و خیام با او بر تخت می‌نشست. آنگاه بیهقی حكایتی از امام عمر مربوط به روزی كه در خدمت ملكشاه نشسته بود و همچنین داستان نخستین ملاقات خود را با خیام و دو سؤالی كه خیام درباره یكی از ابیات خماسه و یك موضوع ریاضی از او كرده بود ، می‌آورد و می‌گوید : داماد خیام امام محمدالبغدادی برایم حكایت كرده است كه خیام با خلالی زرین دندان پاك می‌كرد و سرگرم تأمل در الهیات شفا بود ، چون به فصل واحد و كثر رسید خلال را در میان دو ورق نهاد و وصیت كرد و برخاست و نماز گزارد و هیچ نخورد و هیچ نیاشامید و چون نماز عشاء بخواند به سجده رفت و در آن حال می‌گفت : خدایا بدان كه من تو را چندانكه میسر بود بشناختم ، پس مرا بیامرز! زیرا شناخت تو برای من به منزله راهیست بسوی تو! و آنگاه بمرد .

 

                                ساعتی که منسوب به حکیم عمر خیام می باشد

 

از جمله مطالبی كه در كتب بعدی درباره خیام آمده داستان مجعول دوستی خیام و حسن صباح و خواجه نظام‌الملك از اوان كودكی و همدرسی نزد یك استاد است كه نخست از كتاب سرگذشتسیدنا در كتاب جامع‌التواریخ رشید‌الدین فضل‌الله نقل شده و از آن كتاب به كتب دیگری از قبیل تاریخ گزیده و روضه‌الصفا و حبیب‌السیر و تذكره دولتشاه راه جسته است.

 

 . اگر چه این هر سه بزرگ ، معاصر یكدیگر بوده‌اند لیكن همشاگردی آنان بعید به نظر می‌آید زیرا وفات خیام چنانكه خواهیم گفت در حدود سالهای 509 یا 517 یا سنین دیگر است كه ذكر كرده‌اند و وفات حسن صباح در سال 518 اتفاق افتاده و اگر این دو در كودكی با نظام‌الملك در نزد یك استاد درس می‌خواندند می‌بایست با خواجه همسال باشند و چون خواجه به سال 408 ولادت یافته بود پس ناگزیر سن دو همدرس او هنگام وفات می‌بایست بقریب یكصد و ده رسیده یاشد و چنین امر غریب‌الاتفاقی در شرح حال این دو بزرگ به نظر نرسیده است .

 

        

                                 

تمری که برای گرامیداشت استاد فرزانه حکیم عمر خیام به چاپ رسیده(ما ایرانی ها باید خجالت بکشیم)

 

 

خلاصه سخن درباره خیام آن است كه ور از مشاهیر حكما و منجمین و اطبا و ریاضیدانان و شاعران بوده است . معاصران او وی‌را در حكمت تالی بو‌علی می‌شمردند و در احكام نجوم قول او را مسلم می‌داشتند و در كارهای بزرگ علمی از قبیل ترتیب رصد و اصلاح تقویم و نظایر اینها بدو رجوع می‌كردند . برای حكیم سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان و حجاز ذكر كرده‌اند و گفته‌اند كه با همه فرزانگی مردی تند‌خوی بود و بسبب تفوّه به حقایق و اظهار حیرت و سرگشتگی در خقیقت احوال وجود و تردید در روزشمار و ترغیب باستفاده از لذایذ موجود و حال ، و امثال این مسائل كه همه خارج از حدود ذوق و درك مردم ظاهربین است ، مورد كینه علماء دینی بود . درباره او گفته‌اند كه در تعلیم و تصنیف ضنّت داشت . ضنّت در تألیف نسبت بی‌معنایی بنظر می‌آید ، ولی بخل در تعلیم شاید بر اثر آن بود كه حكیم شاگردی كه شایسته درك سخنان او باشد نمی‌یافت .

 

وفات خیام را غالباً در سنین 509(روایت تاریخ الفی) و 517 نوشته‌اند . نظامی عروضی چنانكه دیده‌ایم او را به سال 506 (ست و خمسمائه) در شهر بلخ ملاقات كرده بود و بنابراین تا سال 506 زنده بوده است . عروضی در دنبال سخنان خود آورده است كه چون به سال 530 به نیشابور رسید چهار (ن:چند) سال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاك كشیده بود . اگر به نقل از بعضی نسخ كه «چهار سال» ظبط كرده‌اند اعتماد كنیم در یكی از سنین بین 506 تا 530 فوت كرده باشد . برخی از محققان سال 517 را برای تاریخ وفات خیام برگزیده‌اند .

 

خیام اشعاری به پارسی و تازی و كتابهایی بدین دو زبان دارد . در اینجا باید درباره رباعیات خیام مختصری بگوییم :

 

درباره رباعیات خیام تحقیقات فراوانی به زبان پارسی و زبانهای دیگر صورت گرفته است . استقبال بی‌نظیری كه از خیام و افكار او در جهان شده باعث گردیده است كه این رباعیات به بسیاری از زبانها ترجمه شود و بسی از این ترجمه‌ها با تحقیقاتی درباره احوال آثار و افكار خیام همراه باشد . خاورشناسان نیز در این باب تحقیقات مختلف دارند . تحقیق مفصل و پر دامنه درباره رباعیات خیام و نسخ مختلف قدیم و جدید آنها و اینكه كدامیك از آن همه رباعیات كه به خیام نسبت می‌دهند اصلی است و كدام منسوب و غیر اصلی ، در این مختصر ممكن نیست و باید به تحقیقاتی كه به همین منظور شده است مراجعه كرد . بعضی از رباعیات خیام یا منسوب بدو منشأ افسانه‌هایی شده است و بسبب شهرتی كه رباعیهای فلسفی او هم از روزگار شاعر حاصل كرده بود ، بسیاری از رباعیهای فلسفی دیگر شاعران پارسی گوی بوی نسبت داده شده است و به همین سبب است كه هرچه به دوره‌های اخیر نزدیك می‌شویم عدد رباعیات منسوب به خیام بیشتر می‌شود . اما رباعیهایی كه بتوان گفت كه از اوست بنا بر دقیق‌ترین تحقیقات از میانه 150 تا 200 رباعی تجاوز نمی‌كند . این رباعی‌ها بسیار ساده و بی‌آرایش و دور از تصنع و تكلف و با اینحال مقرون به كمال فصاحت و بلاغت و شامل معانی عالی و جزیل در الفاظ موجز و استوار است . در این رباعیها خیام افكار فلسفی خود را غالباً در مطالبی از قبیل تحیر یك متفكر در برابر اسرار خلقت و تأثر از ناپیدایی سرنوشت آدمیان است ، بیان می‌كند . او برای آدمیان بازگشتی را كه اهل ادیان معتقدند ، قائل نیست و چون فنای فرزندان آدم را از مصائب جبران‌ناپذیر می‌شمارد ، می‌خواهد این مصیبت آینده را با لذات آنی جبران كند .

 

خیام رباعیهای خود را غالباً در دنبال تفكرات فلسفی سروده و قصد او از ساختن آنها شاعری و درآمدن در زیّ شعرا نبوده است و به همین سبب وی در عهد خود شهرتی در شاعری نداشته و بنام حكیم و فیلسوف شناخته می‌شده است و بس . اما بعدها كه رباعیهای لطیف فیلسوفانه وی شهرتی حاصل كرد نام او در شمار شاعران درآمد و بیشتر در این راه مشهور گردید و طریقه او مقبول بعضی از شاعران قرار گرفت و بسیاری از آثار آنان در شمار گفته‌های خیام در آمد و رباعیهای فیلسوفانه معدود او فزونی یافت و همچنانكه دیده‌ایم در نسخ اخیر بالغ بر چند‌صد رباعی گردید .

 


oceanickey7737.jimdo.com
شنبه 30 اردیبهشت 1396 08:34 ب.ظ
You're so interesting! I do not suppose I've truly read through something like that before.
So great to find someone with genuine thoughts on this subject matter.
Really.. thanks for starting this up. This web site is one thing that is
needed on the web, someone with a little originality!
سلطان قلب
سه شنبه 14 مهر 1388 07:31 ب.ظ
_______________%%
_______________%%
______________%%%
_____________%%%%%
____________%%%%%%
_____________%%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%__%%
_____________%%%__%__%
_____________%%%___%__%
_____________%%%___%___%
_____________%%%___%___%
_______%%____%%%__%____%
______%__%__%%%%%%____%%
______%___%%_____%____%%
_______%____%%%%%____%%
________%___________%%
_________%_________%%
_________%%__ سلطان قلب _%%
________%%_________%%%
_______%%___قلب_%%%
______%%______________%%
_____%%________________%%
_____%%_________________%%
_____%%%________________%%
______%%_______________%%%
_______%%%____________%%%
_________%%%%________%%%
___________%%%%%%%%%
.........................سلطان قلب.............................
سلام خوبی
وبلاگ قشنگی داری
خوشحال می شم به من هم سر بزنی
منتظرت هستم
فعلا
omid
سه شنبه 14 مهر 1388 06:38 ب.ظ
........?#########?
.....?#############?
...?###############?
..?#################?..................?###?
..?##################?..........?#########?
....?#################?......?#############?
.......?################?..?###############?
.........?################?################?
...........?###############################?
..............?############################?
................?#########################?
..................?######################?
....................?###################?
......................?#################?
........................?##############?
...........................?###########?
.............................?#########?
...............................?#######?
.................................?#####?
...................................?###?
.....................................?#?
.......................................?
.......................................?
.....................................?
...................................?
.................................?
..............................?
............................?
.........................?
......................?
..................?
.............?
.........?
......?
....?
......?......................?...?
..........?.............?............?
..............?.....?...................?
...................?.....................?
................?......?..............?
..............?.............?....?
.............?
...........?
..........?
.........?
.........?
..........?
..............?
...................?
..........................?
...............................?
.................................?
.................................?
..............................?
.........................?
..................?
.............?
.....?
...?

تبادل لینك كنیم
اگه ما رو لینك كردی به ما خبر بده
من رو با اسم دنیای جور وا جور لینك كنید
برای حمایت از ما روی بنر تبلیغاتی كلیك كنید
با تشكر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر